تبلیغات
::.ساز و آواز.:: - یک گفت‌وگوی مفصل، صریح و خواندنی با آهنگساز آلبوم «حریق خزان»
::.ساز و آواز.::
"خبرهای روز دنیای موسیقی"
به سایت ما خوش آمدید @MUSICPERSIA

مهیار علیزاده: دلیل به تکرار رسیدن موسیقی سنتی، نگاه بسته برخی اساتید است

زمانی که آلبوم «حریق خزان» در سال 1391 منتشر شد خیلی ها آشنایی چندانی با آهنگساز آن اثر نداشتند. اما آن اثر با آهنگسازی یک موزیسین 32 ساله موفق به کسب تندیس طلایی بهترین آلبوم موسیقی سنتی در اولین جشن سالانه «موسیقی ما» شد.
«مهیار علیزاده» یکی از جوان ترین چهره های بخش آهنگسازی است که موسیقی را از سن 10 سالگی و با نواختن تار زیر نظر استاد «کیوان ساکت» آغاز کرد. تحصیلات خود را در ایران و ارمنستان و اتریش پیگیری می کند و موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه وین می شود. حریق خزان اولین تجربه جدی و متمرکز او در زمینه آهنگسازی آلبوم بود که استقبال خوبی را به دنبال داشت و با «علیرضا قربانی» کنسرت های موفقی را نیز در چند کشور دنیا روی صحنه برد. 

در جشنواره فیلم فجر امسال هم با آهنگسازی فیلم سینمایی «فرشته ها با هم می آیند» به کارگردانی «حامد محمدی» برای اولین بار قدم به عرصه موسیقی فیلم گذاشت. در آخرین روزهای اقامت مهیار علیزاده در ایران با او گفتگویی در همین موضوع داشتیم. البته او انتقادات صریح و بی پرده ای هم نسبت به برخی اساتید موسیقی سنتی داشت و از دغدغه های این روزها خود نیز سخن گفت. گفتگوی مفصل سایت «موسیقی ما» با این آهنگساز را تا پایان بخوانید:
 
  • *برای اولین تجربه آهنگسازی فیلم خود چه شد که با یک کارگردان فیلم اولی همکاری کردید؟
«حامد محمدی» که كارگردان این فیلم است پس از شنیدن آلبوم «حریق خزان» با آن ارتباط زیادی برقرار کرده بود. پس از ورود به فضای سینما متوجه شدم که خیلی از اهالی سینما به دلیل فضای تصویر مانند آلبوم «حریق خزان» ارتباط خوبی با آن برقرار کرده اند. فیلمنامه «فرشته ها با هم می آیند» را دوست داشتم و این پیشنهاد همکاری را قبول کردم. منتظر فرصتی بودم تا وارد سینما شوم و پیشنهاداتی هم داشتم ولی به دنبال یک موقعیت خوب بودم. فیلمنامه هایی که حامد محمدی برای آثار دیگر نوشته بود را دوست داشتم. یکی از اهرم هایی که باعث اعتماد من به این پروژه شد ، حضور پدر ایشان «منوچهر محمدی» به عنوان تهیه کننده بود. هما نطور كه می دانید ، منوچهر محمدى تهیه كنندگى فیلم های بسیار بزرگ و ماندگارى در تاریخ سینماى ایران را در كارنامه خود دارند .
 
  • *موسیقی این فیلم چه سبکی دارد ؟
قصه فیلم خیلی پیچیده نیست و یک جریان ساده زندگی را روایت می کند. كارگردان با همین نگاه ساده به زندگی باعث می شود که مخاطب جذب شود و قصه فیلم را دنبال کند. فیلم فرشته ها با هم مى آیند را آهنگسازى كردم چون فضایش را دوست داشتم. فضایى شیرین ، مانند زندگى و در عین حال غمگین در عمق اثر داشت . موسیقی من هم كم و بیش داراى چنین فضایی است. این اشتراک نگاه ما شاید بتواند در یک مجموعه جدید اتفاقات خوبی را رقم بزند. فیلم و سناریو فضاى خلوتی دارد و دقیقا همین مساله در موسیقی که ساخته ام نیز نمود پیدا مى كند.
 
  • *به جز بحث حضور خواننده ، شما تفاوت های موسیقی فیلم و آلبوم را در چه مواردی می بینید؟
تفاوت های زیادی وجود دارد. در مجموع این دو را در عین دارا بودن اشتراكات زیاد ، داراى اختلافات فراوانى مى دانم. شما باید توانایی این را داشته باشید که یک اثر هنری دیگر را ببینید و بر اساس آن موسیقی بسازید. موسیقى كه به بدنه اثر اصلى آسیب وارد نكند و بلكه باعث تعالى آن شود. المان های زیادی دست به دست هم می دهند که موسیقی فیلم خوب نوشته شود ، برخی از آنها حسی هستند و برخی دیگر هم تخصصی.
 
  • *کدام یک سخت تر است؟
هر دو دشوارى هاى خاص خود را دارند.
 
  • *یک موسیقی فیلم خوب چه شاخصه هایی باید داشته باشد تا بتوان لفظ موفق را به آن نسبت داد؟
از موسیقى فیلمی موفق نام برده مى شود که در عین بجا بودن بتواند در انتقال حس پلانها و سكانسها به بیننده کمک کند. المان هایى مانند نوع موسیقى ، نوع چیدمان سازى ، اركستراسیون ، استفاده از كلام ، تنالیته یا استفاده از فضاى آتنال ، استفاده از ساز ایرانى، غربى و یا سینتى سایزر و ... همگى به نگاه آهنگساز و به فضاى جارى فیلم و بسته به سلیقه اثر انتخاب مى شوند. براى انتخاب این موارد نیز قانون مشخصى در دست نیست. تنها ممكن است یك منتقد پس از دیدن فیلم بگوید كاش فلان ساز را هم استفاده كرده بودى. هیچگونه میزان استانداردی وجود ندارد که بگویید خوب است یا بد. وقتی من روی یکی از سکانس های فیلم فرشته ها با هم می آیند موسیقی می گذارم نمی توانم بگویم صد در صد درست اس. زیرا قاعده خاصی برای وجود موسیقی در آن سكانس نوشته نشده است. مجموع قضیه بر مى گردد به نگاه و برداشت من و در نهایت مشورت با كارگردان. اینها همگى نسبی هستند و ممکن است شما بگویید خوب بود و شخص دیگری بگوید خوب نبود. شاید هم یک آهنگساز فیلم اگر کار من را گوش کند بگوید که اگر من جای «مهیار علیزاده» بودم روی فلان سکانس موسیقی می گذاشتم.
 
  • *در مورد اینکه اخیرا بعضی از کارگردان ها اصلا در فیلم خود از موسیقی متن استفاده نمی کنند چه نظری دارید؟
موسیقی فیلم حسی و نسبی است و هیچ اجباری در استفاده از آن به مقدارى مشخص وجود ندارد. ببینید در فیلمی مثل «جدایی نادر از سیمین» ساخته «اصغر فرهادی» شما دنبال شنیدن موسیقی نیستید و در هیچ كجا هم عدم حضور موسیقى صدمه اى به اصل اثر وارد نمى كند . شاید آقای فرهادی در آینده فیلمی بسازند که به 60 دقیقه موسیقی احتیاج داشته باشد.
 
  • *الان در بین مخاطبان این باور ایجاد شده است که فیلم بدون موسیقی و خواننده ، خوب نیست.
كدام مخاطبان؟؟؟ خیر ، به شدت مخالف این مساله هستم.
 
  • *در عرصه موسیقی فیلم کارهای کدام یک از موزیسین ها را دوست دارید؟
در بین موزیسین های داخلی واقعا نمی توانم انتخاب قطعی داشته باشم و نمی توانم آنها را مقایسه کنم. برای انتخاب باید تمامی فیلم های آنها را دیده باشم. اما در بین چهره های خارجی می توانم به «هانس زیمر» اشاره کنم. تا کنون فیلمی از این آهنگساز ندیده ام که در جای نامناسبی موسیقی گذاشته باشد یا در زمان لزوم موسیقی به کار نبرده باشد.
 
  • *شما کم و بیش در جریان موسیقی خارج از ایران هم حضور داشته اید. فکر می کنید موزیسین های ایرانی بتوانند روزی برای یک فیلم خارجی موسیقی بسازند؟
قطعا همینطور است. ما نمونه «کیهان کلهر» و «حسین علیزاده» را در این سمت کره زمین نداریم . این ضعف ما است که نمی توانیم موزیسین ها را به عنوان نمادهای فرهنگ ایرانی به دنیا معرفی کنیم.
 
  • *تمایل دارید موسیقی فیلم را ادامه دهید؟
بله! موسیقی فیلم از شاخه هاى هنری مورد علاقه من است و دوست دارم روزی برای فیلم هایی موسیقی بسازم که با احساساتم بازی می کنند. شاید این فیلم اکران شود و آهنگساز فیلم خوبی نباشم ، ممکن هم هست که موفق شوم. البته به عنوان اولین تجربه سینمایى قطعا ایراداتى وجود خواهد داشت كه با گذر زمان و كار بیشتر از بین خواهد رفت. در انتخاب هایم نیز به شدت سخت گیری به خرج می دهم زیرا با فیلمی که به قصه آن اعتقاد نداشته باشم نمی توانم احساسات مخاطب را تحریک کنم. مثل آهنگسازی قطعه اى که اگر به شعرش اعتقاد نداشته باشم نمی توانم با آن کار کنم و تاثیرگذاری نخواهد داشت.


 
** هیچ هنرمندی هرگز مقلد نمی ماند**
  • *برای آغاز بحث موسیقی سنتی اولین سوال من این است که چرا در این نوع موسیقی بر خلاف سایر سبک ها ، صداها یا پدیده های جدید اینقدر کم است؟
ببینید به عنوان مثال ورود به دنیای پاپ خیلی ساده تر است و خواندن پاپ هم آسان تر است. این دلیل نمی شود که بگوییم موسیقی پاپ بد است ولی در کل آسان تر است. برای خوانندگی سنتی شما باید برای فراگرفتن اصول و قواعد سالها کلاس بروید و تمرین کنید و شانس با شما هم یار باشد تا خواننده شوید. به همان نسبت که پاپ راحت است بزرگ شدن در آن سخت و اصطلاحا دست هم زیاد است.
 
  • *ولی یک پدیده رایج بین خواننده های جوان موسیقی سنتی این است که به شدت به سمت تقلید پیش می روند و فقط از استاد «شهرام ناظری» و استاد «محمدرضا شجریان» تقلید می کنند. در سال های گذشته آیا خواننده دیگری را به یاد دارید که در جایگاه این اساتید باشند؟
شما اگر پانزده سال پیش می خواستید این کار را شروع کنید دلیل علاقه شما آقای شجریان بود. الان شاید به تعداد انگشتان یک دست خواننده مطرح و فعال موسیقی سنتی داریم. این خواننده ها اصطلاحا روی بورس هستند و در این دهه ممکن است یک نوجوانی که علاقه به موسیقی ایرانی دارد دنباله رو یکی از این افراد باشد. آثار استاد شجریان را گوش می دهد ، به کنسرت «علیرضا قربانی» می رود و فردا مثل او می خواند. در آینده شاید الگوهای ما به جای پنج نفر به صد نفر تبدیل شوند. آقای شجریان و ناظری در دوره ای از موسیقی ایرانی بودند که موسیقی تحت فشار قرار داشت و این افراد با تحمل آن فشارها کار کردند و زحمت زیادی کشیدند. همین مساله باعث شد که به الگوی طیف گسترده ای از علاقه مندان موسیقی سنتی تبدیل شوند.
 
  • *خوب در اینکه شما می گویید یک نوجوان بعد از کنسرت «علیرضا قربانی» سعی می کند مثل او بخواند ، چه نوآوری وجود دارد؟
حتما باید خط خودشان را داشته باشند و هیچ هنرمندی هرگز مقلد نمی ماند. خواننده های مطرح موسیقی سنتی ما یا حتی استاد ناظری در ابتدا دنباله رو استاد شجریان بودند. طرز لباس ، میمیک صورت و حتی برخی مدل مو را مثل آقای شجریان طراحی می کردند. همگی اینطور شروع و به تدریج راه خود را پیدا کردند. هنرمندی که هنرمند باشد هیچ گاه مقلد نمی ماند. ممکن است هنر خود را با تقلید شروع کند ولی راه خود را پیدا می کند.
 
  • *بهتر نیست از همان ابتدا حرف خودشان را بزنند؟
خیر. زیرا به بیراهه می روند و اصل همیشه مهم است. هنر مثل زندگی است زیرا مثلا اگر بچه ای ، بزرگتری را الگو قرار ندهد به بیراهه می رود. این فرزند یک زمانی بالغ می شود و دیگر ترجیح می دهد راه و روش خودش را داشته باشد و آن زمان دیگر خودش می شود. بدون تربیت و الگو ، موفق شدن خیلی سخت است.
 
  • *یک سری از همین خواننده ها می گویند که ما تقلید نمی کنیم بلکه الهام می گیریم. کلا فرق تقلید و الهام گرفتن که این روزها در همه سبک ها از آن می شنویم چیست؟
ببینید گاهی اوقات من یک موسیقی قدیمی را گوش می کنم و من را تحت تاثیر قرار می دهد و موتور احساسات من را روشن می کند. چند ساعت بعد پای پیانو می نشینم و سعی می کنم یک موسیقی بسازم. شاید اسم این الهام باشد چون به شما خط داده است و تحت تاثیر قرار گرفته اید. اگر که موسیقی را گوش کنم و عین همان نت را برای خواننده دیگری بنویسم دیگر تقلید می شود.


 
** اگر نگوییم خیانت کرده ایم**
  • *یکی دیگر از مواردی که توسط منتقدین موسیقی سنتی مطرح می شود این است که می گویند از زمان پرکار بودن استاد «حسین علیزاده» و زنده یاد «مشکاتیان» دیگر موسیقی سنتی ما درگیر یک تکرار شد. با این نظر موافق هستید؟
صد در صد موافق هستم. دلیل به تکرار رسیدن موسیقی سنتی نگاه بسته برخی اساتید است. نگاه بسته همین اساتیدی که شاگرد تربیت می کنند و الگوی شاگردان همان استاد است. وقتی من با ده سال سن به کلاس موسیقی بروم چشم بسته همه چیز را تایید می کنم. چند سال بعد هم می گویم که فلانی گفته است و حرف او کاملا درست است. شاید همین اساتید از حرف من ناراحت شوند ولی نوع نگاه آنها آسیب جدی را به موسیقی ایرانی وارد کرد. آنهایی که نگاه بسته دارند بعد از اینکه تو این مصاحبه را منتشر کردی می گویند که اصلا چه کسی گفته است یک جوان صحبت کند! هر کسی به این حرف های من واکنش نشان داد بدانید یکی از افرادی است که باعث بسته شدن راه موسیقی ایرانی شده است.
 
  • *فکر  می کنم دیگر این یک چرخه شده است که از یک استاد به شاگردان نسل های بعد منتقل و فراگیر شده است.
نیمی از شاگردانی که تربیت می کنند همانطور می مانند. شاید به بقیه آنها یک تلنگری وارد شود و بگویند که چرا ما فقط باید فلان نت را بزنیم. الان موزیسینی داریم که می گوید فقط باید ردیف بزنید و آهنگسازی در موسیقی ایرانی اشتباه است! من سر کلاس ایشان رفتم و استادی است که شاگردانش روی سر او قسم می خورند. ببینید نگاه یک آدم چقدر می تواند بسته باشد که بگوید آهنگسازی در موسیقی ایرانی اشتباه است. این چیزها قرآن نیست که بگوییم امکان تغییر ندارد. من که پانزده سال است در سه کشور دنیا موسیقی خوانده ام و زندگی کرده ام می گویم اشتباه است. این نکته را حتما بنویس که یک سری از جوان ها هستند که خیلی خوب کار می کنند و همین حرف من را دارند ولی یک مقدار با احتیاط و سیاست سخن می گویند. می گویند این خوب است و باید قدردان باشیم ولی به تجربه های جدید هم نگاه کنیم. یک مقدار باید بی پرده تر صحبت کنیم. من بی احترامی به کسی نمی کنم و بحث ما حرفه ای و برای آسیب شناسی است و اگر نگوییم خیانت کرده ایم. اشخاص معدودی جلوی پیشرفت موسیقی ایرانی را گرفتند و همین افراد شاگردانی را تربیت کردند که متاسفانه بعضی از آنها به موسیقی راه پیدا کردند. البته این تفکر فقط مختص ایران نیست. من در اتریش زندگی می کنم و این تفکر در آن کشور هم هست. در اتریش یک سری هستند که می گویند غیر از موسیقی «موتسارت» نباید بزنید و گوش کنید. وقتی کسی در شش سالگی آهنگی می نویسد که شما الان آن را درس می دهید نابغه است ولی من هم موسیقی می نویسم. شاید یک شش ساله دیگری الان داشته باشیم که بتواند مثل موتسارت دنیا را فتح کند ولی نگاه بسته استاد این اجازه را نمی دهد.
 
  • *چرا مخاطبان به این روند آثار اعتراضی نکردند؟
ببینید اینجا باید بگویم آثار آن افرادی که منظور من بودند اصلا همه گیر نیستند و حتی خودشان هم کاری که می سازند را گوش نمی کنند! آنها چیزی برای ارائه ندارند. روی صحبت من آقای «مشکاتیان» یا آقای «حسین علیزاده» که نبود زیرا نوآوری از این اساتید می بارد. مگر در آهنگسازی روی شعر نو اثری قوی تر از «قاصدک» استاد مشکاتیان داشتیم؟ به من می گویند که تو قدم بزرگی در آهنگسازی روی شعر نو برداشتی و خودم هم قبول دارم ولی مگر از قاصدک آقای مشکاتیان که استاد شجریان خوانده است قوی تر داریم؟ او از پیشینه اش استفاده کرده است و من می گویم که هنرمند باید پیشینه و اصل داشته باشد. مثلا آقای مشکاتیان نوآوری داشتند و الان نام ماندگاری دارند اما هیچ وقت کسی اسم اساتیدی که می گویند فقط باید ردیف بزنید را بلد نخواهد شد.
 
  • *ولی آسیب را زدند.
بله. آسیب را همان موقعی می زنند که یک بچه ای با ستنور به کلاس فلان استاد می رود و او می گوید همین ردیفی که من زدم را تو هم تمرین کن. من از ده سالگی نزد استاد «کیوان ساکت» نواختن تار را می آموختم و هرچه داشتم برای او می نواختم. گاهی اوقات می گفتم این قطعه را از تلویزیون شنیدم و خودم هم تغییر دادم. او تشویق می کرد زیرا در غیر اینصورت من به اینجا نمی رسیدم که حریق خزان را بسازم. مثلا آقای «قنبری» گوشی ساز تار را عوض کردند و برخی از همین آقایان گفتند که این دیگر تار نیست. خب تار نباشد و هر اسم دیگری رویش بگذارید. صدای بهتر از آن می گیرید و این نوآوری است.
 
  • *همین نوآوری ها باید در چه بخش هایی باشد تا مخاطب جدید به سمتش جلب شود؟
در تمامی بخش ها باید با علم ، پیشینه ، نگاه جدی و جدید این نوآوری را داشته باشید. ببینید به عنوان مثال یک زمان من می گویم این میزی که ما روی آن در حال مصاحبه هستیم یک بخش اضافی دارد و با یک دلیل علمی و منطقی آن را حذف می کنم. یک زمان هم شخصی بی دلیل می گوید که کل میز باید نصف شود! نوآوری در همه بخش های موسیقی باید با علم و پیشینه و نگاه جدی همراه باشد. هر نوآوری که با پیشینه همراه باشد ماندگار می شود و مابقی از بین می روند. مثل همان اساتید دگم که از بین می روند و اسمی دیگر از آنها باقی نمی ماند.
 
  • *در زمینه شعر هم باید به روزرسانی وجود داشته باشد؟ یعنی اشعار موسیقی سنتی را از این هم می توانیم ساده تر کنیم؟
ساده پروری یا اینکه شعر را برای جذب مخاطب عام تر ساده کنیم اشتباه است و رو به نزول می رویم. ما باید کاری کنیم که سطح درک و فهم مخاطب از یک اثر هنری بالاتر بیاید. ما باید شعور مخاطب را به طرق گوناگون بالاتر ببریم. موزیک غذای روح است و اگر به شما هر روز غذای خوب و استاندارد بدهند عادت می کنید. اگر زمانی غذای چرب و بی کیفیت به شما ارائه شود قبول نمی کنید. در مقابل اگر هر روز آن غذای بی کیفیت را به شما بدهند هم عادت می کنید.
 
  • *اثری که نوآوری نداشته باشد بد است؟
مصاحبه ای از یک استاد موسیقی کلاسیک ایران خواندم که گفته بود مردم کیفیت یک اثر هنری را تعیین می کنند و مقدار بازدید مخاطب کیفیت اثر را معین می کند. ما فیلم بی کیفیت داشتیم که به خاطر جاذبه های سطح پایینش پرفروش بود. فیلمی که یک میلیارد تومان بفروشد آیا سنگ محک خوبی برای موفقیتش می شود؟ یا فیلمی که صد میلیون تومان می فروشد بد است؟ ما نمی توانیم بگوییم بد یا خوب. در هنر نمی توان از بد یا خوب سخن گفت. باید آثار هنری نسبت به هم سنجیده شوند. البته بخشی از پاسخ این سوال هم به نگاه مخاطبان باز می گردد و خودشان وقتی بخوانند متوجه می شوند. سنگ محک هنر چیز دیگری است یا بهتر بگویم سنگ محک هنر خود هنر است. مخاطب و سازنده و اسم ملاک نیست.


 
**من برای موسیقی مرزبندی قائل نیستم**
  • *یکی از راه های ایجاد جذابیت برای هر سبکی این است که با سبک های دیگر در نقطه ای تلاقی داشته باشد. منظورم موسیقی تلفیقی نیست ولی آیا در موسیقی سنتی می توان این نقطه را با رعایت مرزها ایجاد کرد؟
من برای موسیقی مرزبندی قائل نیستم. من موسیقی را کلا به دو بخش موسیقی پاپیولار و جدی تقسیم می کنم. منظورم از موسیقی پاپیولار فقط سبک پاپ نیست و موسیقی است که مردم می پسندند و همه گیر است. من خودم را در دسته موسیقی جدی قرار می دهم و برای آن ارزش قائل هستم و روی آن فکر می کنم تا چیزی که می خواهم از آب در بیاید. اینکه می گویید موسیقی ایرانی با موسیقی های دیگر ترکیب شود را خیلی قبول ندارم به این دلیل که برای سبک ها مرزبندی قائل نیستم. من به موسیقی جدی اعتقاد دارم که حالا می خواهد سنتی یا یک چیز آوانگارد جدید باشد. باید با موسیقی ، جدی رفتار شود و در آن نوآوری وجود داشته باشد. اگر جدی باشد مسلما مثل «حریق خزان» مخاطب خودش را جذب می کند. من در ساخت موسیقی حریق خزان به جذب مخاطب یا منتقد اصلا فکر نکردم. همان چیزی که در ذهن داشتم را ساختم و تاثیر خودش را گذاشت چون احساس درونی من با احساس درونی طیف وسیعی از مردم همزمان شد. آن موسیقی احساس من بود که با صدای علیرضا قربانی جان گرفت. آیا کسی بعد از شنیدن موسیقی من پرسید که کلاسیک یا سنتی است؟ فقط شنیدند و جذب شدند و دوست داشتند. در قید و بند اسم کلاسیک و سنتی و این موارد نیستم و هنگام آهنگسازی هم به این فکر نمی کنم که فلان ساز برای چه سبکی است. شاید فردا آلبومی ساختم که در قشر غیرجدی موسیقی قرار گرفت و احساسم این بوده است که در موسیقی غیرجدی برود.
 
  • *مگر می شود بدون درنظر گرفتن مخاطب و منتقد ، حریق خزانی ساخته شود که هر دو گروه آن را تحسین کنند؟
باور کنید که شد! روش کار من این است که به هیچ چیز فکر نمی کنم و فقط خودم و پیانو و برگه نت هستم.
 
  • *فیدبک کارهای قبلی را هم لحاظ نمی کنید؟
به تازگی این فیدبک ها به سراغم می آیند. اخیرا وقتی که دارم می نویسم می گویم نکند کسانی که در مورد حریق خزان نظر مثبت داشتند الان به گونه ای دیگر فکر کنند؟ بعد این افکار را دور می ریزم و می گویم من این هستم. یا من را می پذیرند یا نمی پذیرند و فقط خودم را ارائه می کنم. برای دید کسی کار نمی کنم و فقط ذهنیتی که دارم را ارائه می کنم. اینکه بخواهم با یک قشر خاصی همراه بشوم خوب نیست و دیگر مهیار علیزاده نیستم.
 
  • *در موسیقی دنیا وقتی موزیسینی اثر موفقی را تولید می کند برای تکرار موفقیت آن به شکست دچار می شود. از این اتفاق هراس ندارید؟
قسمت آسیب شناسانه این اتفاق در صحبت های خود شما هست. شاید به کارهای قبلی نگاه می کند و سعی می کند با یک گروهی همراه شود و همین مساله آسیب می زند. در سینما یا موسیقی هم همین مورد را داشتیم. مثلا وقتی فلان آلبوم یا فیلم 2 و 3 ساخته می شود شکست می خورند. به من پیشنهاد آلبوم حریق خزان 2 داده شد و فعلا قبول نکرده ام. یک دلیل دیگر هم می تواند داشته باشد آن هم این است که وقتی آلبومی با نگاه نو سر و صدای هنری به راه می اندازد دیگر موج خودش را در آن زمان ایجاد کرده است. هر چیزی که شما بخواهید بعد از آن ارائه کنید تکرار آن می شود و دیگر آن سر و صدای هنری را نخواهد داشت. آن اثر اول پشت نداشته است ولی در دومین اثر مخاطب به پشت سر نگاه می کند و با مقایسه نظر می دهد.
 
  • *دوست دارید این قشر مخاطبی که پس از حریق خزان پیرامون شما ایجاد شد را به دنبال خود داشته باشید؟
دوست دارم این افراد را داشته باشم. امیدوارم که کارهای من را پیگیری کنند ولی اصلا به این فکر نمی کنم که جمع جدیدی با من همراه خواهند شد یا خیر. احساس امروز خودم را می نویسم و می سازم. موسیقی مدرن نگاه روز است. به این دلیل می گویم نگاه حریق خزان مدرن بود که نگاه روز را داشت و حرف و دغدغه های مردم امروز بود. شعر ، موسیقی ، طرح جلد و تبلیغات و حتی نگاهش دغدغه امروزی بود. در آلبوم جدید هم سعی می کنم دغدغه های امروزی داشته باشم و اگر نداشتم باشم و مصنوعی باشد مخاطب من را پس می زند.
 
  • *باز هم نوگرایی خواهید داشت یا به این هم فکر نمی کنید؟
هیچ وقت برای نوگرایی تصمیم نمی گیرم. نوگرایی در همان ایده است و ساختنی نیست. اگر دیده باشید برخی در مصاحبه ها می گویند که من می خواهم در کنسرت یا آلبوم خودم نوگرایی کنم. نوگرایی انجام دادنی نیست. آلبوم را می سازید و اگر دید هنری شما نوگرایی داشته باشد خودش بروز می کند.
 
  • *از کارهای این روزها چه خبر؟
یک آلبوم با اشعار جدید و گروه کر ضبط کردیم که خواننده آن هم آقای قربانی است. فضاهای تقریبا جدیدتری دارد و از اشعار شعرایی نظیر «احمد شاملو» و یا «هوشنگ ابتهاج» استفاده کرده ایم. یک پروژه دیگر هم داریم که باز هم متفاوت است و فعلا نمی توانم در مورد آن صحبت کنم. چند پیشنهاد سینمایی دیگر هم دارم که باید روی آنها فکر کنم. چند پروژه کنسرتی شامل آثار حریق خزان و قطعات جدید در کشورهای دیگر خواهیم داشت.
منبع: 
اختصاصی سایت موسیقی ما




نوع مطلب :
برچسب ها : یک گفت‌وگوی مفصل، صریح و خواندنی با آهنگساز آلبوم «حریق خزان»، مهیار علیزاده،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1396/05/30 02:10 بعد از ظهر
With havin so much content do you ever run into any issues
of plagorism or copyright infringement? My website has a lot of completely unique
content I've either authored myself or outsourced but it appears a lot of it is popping it up all over the internet
without my authorization. Do you know any ways to help prevent content from being stolen?
I'd genuinely appreciate it.
شنبه 1396/05/14 03:03 بعد از ظهر
Amazing things here. I am very happy to look
your post. Thanks so much and I'm looking forward to contact you.
Will you kindly drop me a e-mail?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من .
لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.

دوران جهان بی می و ساقی هیچ است بی زمزمه ساز ایرنی هیچ است هرچند در احوال جهان می نگرم حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است

مدیر وبلاگ : AVAZ
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فرم تماس
نام و نام خانوادگی
آدرس ایمیل
امکانات دیگر
Instagram
saazvaavaz.mihanblog.com Alexa/PageRank
کلیه حقوق این وبلاگ برای ::.ساز و آواز.:: محفوظ است